سيد محمد باقر شفتي
472
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
از آن مىبايست نيز مذكور شده باشد ، اقتصار به آنچه مذكور شده مشعر انتهاى آية الكرسى است بالعظيم و هو المطلوب . حديث چهارم : حديثى است كه شيخ صدوق در كتاب خصال روايت فرموده في ضمن الخصال التي سئل عنها أبوذر رحمة اللَّه عليه قال : دخلت على رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و هو جالس في المسجد وحده فاغتنمت خلوته الى أن قال : قلت فأي آية أنزلها اللَّه عليك أعظم ؟ قال : آية الكرسي « 1 » . و همين حديث را صاحب مكارم الاخلاق « 2 » در أواخر كتاب مذكور روايت نموده . وجه دلالت اين حديث آن است كه ظاهر از سؤال سائل أي آية أنزلها اللَّه عليك سؤال از آيه واحده است كه أعظم بوده باشد ، ظاهر در مقام جواب از اين سؤال بآية الكرسى آن است كه آية الكرسى يك آيه بوده باشد ، چنانچه ظاهر لفظ مقتضى اين است ، و اين مستلزم اين است كه آيه الكرسى منتهى شود بقوله تعالى * ( « الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ » ) * . نظر به آنچه مذكور شد ، كه تشكيكى نيست در اين كه اول آية الكرسي * ( الله لا إِله إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ) * ، و قول به اين كه از لفظ جلاله تا * ( الْقَيُّومُ ) * يك آيه است و از * ( لا تَأْخُذُه سِنَةٌ ) * تا عظيم آيه ديگر است چنانچه مرحوم طبرسى از بعضى حكايت فرموده ضعيف است . حديث پنجم : حديثى است مروى در جملهء از كتب معتبرهء عامه ، پس در كتاب تيسير الوصول الى جامع الاصول روايت نموده از أبي هريره كه جناب رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمودند : ان لكل شيء سناما و ان سنام القرآن سورة البقرة و فيها آية هي سيد آي القرآن و هي آية الكرسى « 3 » .
--> « 1 » خصال ص 523 - 524 . « 2 » مكارم الاخلاق ص 458 . « 3 » جامع الاصول ج 9 / 359 .